فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

کتابی جامع که توسط مولوی عبدالله امیری نوشته شده است وپاسخهای محکم به شبهات غیر مقلدین

لینک دانلود

http://s5.picofile.com/file/8141068818/%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B6.jpg




بازدید : 524
[ سه شنبه 25 شهريور 1398 ] [ 17:54 ] [ نویسنده : حافظ ] | نظرات ()

دعاي وقتِ بيدار شدن از خواب:
((الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَحْيَانَا بَعْدَ مَا أَمَاتَنَا وَإِلَيْهِ النُّشُورُ)))[1]). ستايش از آن خدايى است كه ما را بعد از مردن زنده گردانيد و زنده شدن به سوي اوست .
((الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي عَافَانِي فِي جَسَدِي وَرَدَّ عَلَيَّ رُوحِي وَأَذِنَ لِي بِذِكْرِهِ)))[2]).
ستايش از آن خدايى است كه به من تندرستى بخشيد و جانم را به من باز گردانيد و به من اجازه ي ذكرش را داد .


دعاي هنگام ورود به مستراح وخارج شدن از آن:
پيش از وارد شدن مىگويد:
((اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْخُبُثِ وَالْخَبَائِثِ)))[3]) . خدايا! از شيطان هاي نر و ماده به تو پناه مىبرم .
و پس از خارج شدن مىگويد: ((غُفْرَانَكَ)))[4]). خدايا مرا بيامرز .
دعاي پس از وضو:
((أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ)))[5]) .
گواهى مىدهم كه معبودي به حق نيست مگر خداي يكتا و براي او هيچ شريكى نيست و گواهى مىدهم كه محمد  صلی الله علیه و سلم  بنده و فرستاده ي خداست .
 
 
ذكرِ بعد از نماز وِتر:
((سُبْحَانَ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ ثَلاثَ مَرَّاتٍ يُطِيلُ فِي آخِرِهِنَّ)))[6]). أي بالثالثةِ ((ويرفعُ صوتَه بها)))[7]) .
«خداوند پاك و منـزه است، در نهايت پاكى است». سه بار آن را تكرار مىكند و مرتبه ي سوم با صداى بلند آن را مىكشـد .
آن چه در وقت اذان گفته مىشود:
شنونده ي اذان بايد هر چه مؤذن مىگويد، تكرار كند به جز جمله ي: (حيَّ على الصَّلاةِ، حيَّ على الفلاح) و به جاي آن بگويد: ((لا حولَ ولا قوَّةَ إلاَّ باللهِ)))[8]) هيچ توانايى و هيچ قدرتى نيست مگر با ياري و كمك خدا. آن هم براي دوري از گناه و پايداري در فرمان او .


آن چه بعد از گفتنِ اذان لازم است بگويد.
مىگويد: ((أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُه (اللَّهُمَّ صَلِّ وَسَلِّمْ عَلَى عَبْدِكَ وَرَسُولِكَ مُحَمَّدٍ)، رَضِيتُ بِاللَّهِ رَبّاً وَبِمُحَمَّدٍ رَسُولاً وَبِالاسْلامِ دِينًا)))[9]) .
گواهى مىدهم كه معبودي به حق جز خداي يكتا نيست و او هيچ شريكى ندارد و محمد صلی الله علیه و سلم  بنده و فرستاده ي خداست، درود وسلام بر بنده وفرستاده ي خدا محمد  صلی الله علیه و سلم  باد .
((اللَّهُمَّ رَبَّ هَذِهِ الدَّعْوَةِ التَّامَّةِ وَالصَّلاةِ الْقَائِمَةِ، آتِ الْوَسِيلَةَ وَالْفَضِيلَةَ، وَابْعَثْهُ مَقَامًا مَحْمُودًا الَّذِي وَعَدْتَهُ)))[10]) .
بارخدايا! اي صاحب اين دعاها و نمازي كه بر پا مىشود، به محمد  صلی الله علیه و سلم  وسيله (درجه اي است در بهشت كه مخصوص حضرت محمد  صلی الله علیه و سلم  مىباشد) و فضيلت عطا فرما و او را مقام و منزلت نيكو كه وعده داده اي بده .


دعاي هنگام پوشيدن لباس: ((الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي كَسَانِي هَذَا الثَّوْبَ وَرَزَقَنِيهِ مِنْ غَيْرِ حَوْلٍ مِنِّي وَلا قُوَّةٍ)))[11]) .
ستايش از آن خدايى است كه مرا اين لباس پوشانيد و آن را بدون هيچ قدرت و توانايىِ من، روزي ام گردانيد .


دعاي هنگام خارج شدن از منزل: ((بِسْمِ اللَّهِ، تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ، لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ)))[12]) .
به نام خدا برخدا توكل كردم. توانايى و قدرتى در دوري از گناه و پايداري بر طاعت [وعبادت ها] نيست، مگر به ياري خدا .
((اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَضِلَّ أَوْ أُضَلَّ، أَوْ أَزِلَّ أَوْ أُزَلَّ، أَوْ أَظْلِمَ، أَوْ أُظْلَمَ أَوْ أَجْهَلَ أَوْ يُجْهَلَ عَلَيَّ)))[13]).
خدايا! به تو پناه مىبرم از اين كه گمراه كنم يا گمراه شوم، بلغزانم يا لغزيده شوم، ظلم كنم يا بر من ظلم شود، آزار دهم يا به من آزار رسد.


دعاي هنگام رفتن به سوي مسجد: ((اللَّهُمَّ اجْعَلْ فِي قَلْبِي نُورًا وَفِي بَصَرِي نُورًا وَفِي سَمْعِي نُورًا وَعَنْ يَمِينِي نُورًا وَعَنْ يَسَارِي نُورًا وَفَوْقِي نُورًا وَتَحْتِي نُورًا وَأَمَامِي نُورًا وَخَلْفِي نُورًا وَعَظِّمْ لِي نُورًا)))[14]) .
خدايا! در قلبم نوري قرار ده و در چشمم نوري و در گوشم نوري و از سمت راستم نوري و از سمت چپم نوري و از بالا و از پايينم نوري و از رو به رويم و از پشت سرم نوري و برايم نوري بلندقدر [وبزرگ] قرار ده.


دعاي وقت سوار شدن ماشين و هرچه به حركت درآيد: ((بِسْمِ اللَّهِ، الْحَمْدُ لِلَّهِ، سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ وَإِنَّا إِلَى رَبِّنَا لَمُنْقَلِبُونَ)))[15]) .
به نام خدا؛ ستايش از آن خداست، منزه و پاك است آن كه براي ما اين مركوب و سواري را مطيع و رام نمود درحالى كه ما توانايىِ رام كردن آن را نداشتيم. و هرآينه ما به سوي پروردگار خويش باز مىگرديم .
 
 
دعاي هنگام وارد شدن به مسجد:
((بِسمِ اللهِ، والصَّلاةُ والسَّلامُ على رسولِ اللهِ، اللَّهُمَّ افْتَحْ لِي أَبْوَابَ رَحْمَتِكَ)))[16]) .
به نام خدا؛ درود و سلام بر رسول خدا باد. خدايا دروازه هاي نيكى و احسانت را برمن بگشا.


ذكرها و وردهاي بعد از نماز فرض: أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ (يقولها ثَلاثًا).
از خدا آمرزش مىطلبم (سه بار).
((اللَّهُمَّ أَنْتَ السَّلامُ وَمِنْكَ السَّلامُ تَبَارَكْتَ يَا ذَا الْجَلالِ وَالإكْرَامِ)))[17]) .
خدايا تو سلامى و سلامتى از توست؛ بسيار با بركتى تو اى صاحب بزرگى و بخشايش .
((لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ، لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ، لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، وَلا نَعْبُدُ إِلاَّ إِيَّاهُ، لَهُ النِّعْمَةُ وَلَهُ الْفَضْلُ وَلَهُ الثَّنَاءُ الْحَسَنُ، لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ وَلَوْ كَرِهَ الكَافِرُوْنَ)))[18]) .
معبودي به حق نيست مگر خداي يكتا؛ يگانه است، شريكى ندارد، پادشاهى از آن اوست و ستايش از آن او. و او بر هر چيز تواناست، توانايى و قدرتى در دوري از گناه و در پايداري بر طاعت نيست، مگر با ياري خدا. معبودي به حق نيست مگر خداي يكتا؛ جز او كسى را نمىپرستيم و نعمت و احسان و مدح و نيكويى، از آن اوست معبودي به حق نيست مگر خدا، عبادت ما خالص براي اوست، هر چند كفار را خوش نيايد.
((لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ، اللَّهُمَّ لا مَانِعَ لِمَا أَعْطَيْتَ وَلا مُعْطِيَ لِمَا مَنَعْتَ وَلا يَنْفَعُ ذَا الْجَدِّ مِنْكَ الْجَدُّ)))[19]) .
نيست معبودي به حق، مگر خداي يكتا. شريكى ندارد، پادشاهى از آن اوست و ستايش از آن او. و او بر هرچيز تواناست. الهى! بازدارنده اى نيست از آن چه خواهى عطا فرمايى و نه دهنده اي از آن چه خواهى منع نمايى. و توانگري سود ندهد نزد تو توانگرىاش را.
افرون بر آن چه گفته شد، دعاهاى زير را ده بار پس از نماز صبح و مغرب، تكرار مىكند:
((لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ، يُحْيِي وَيُمِيتُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ)) بعد الفجر وكذلك بعد المغرب، عَشْرَ مَرَّاتٍ([20]) .
نيست معبودي به حق مگر خداي يكتا، شريكى براي او نيست، پادشاهى از آن اوست و ستايش از آن او. زنده مىكند و مىميراند و او بر هر چيز قادر است.
((يُسَبِّحُ اللَّهَ ثَلاثًا وَثَلاثِينَ وَيحَمَِدُ اللَّهَ ثَلاثًا وَثَلاثِينَ وَيُكَبِّرُ اللَّهَ ثَلاثًا وَثَلاثِينَ، فَتْلِكَ تِسْعٌ وَتِسْعُونَ، ثمّ يقولُ تَمَامَ الْمِائَةِ: لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ)))[21]) .
33بار سبحان الله، 33بار الحمد لله و33بار الله اكبر مىگويد كه روي هم 99بار مىشود. سپس با گفتنِ (لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ) عددِ (100) را كامل مىكند .
سپس آيَةَ الكرسِيِّ مىخواند: )اللَّهُ لاَ إِلَهَ إلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ يَوودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ(255)) . [البقرة:الآية 255]([22]) .
خداي يكتاست كه جز او خدايى نيست، زنده و پاينده است، هرگز او را كسالت خواب فرا نگيرد، تا چه رسد كه به خواب رود، اوست مالك آن چه در آسمان ها و زمين است، كه را جرأت است كه در پيشگاه او به شفاعت برخيزد مگر به فرمان او، علم او محيط است به آن چه پيش نظر خلق آمده است و آن چه سپس خواهد آمد و خلق به هيچ مرتبه ي علم او احاطه نتوانند كرد، مگر به آن چه او خواهد؛ قلمرو علمش ازآسمان ها و زمين فراتر و نگهبانىِ زمين و آسمان بر او آسان و بىزحمت است، چه او داناي بزرگوار و تواناي باعظمت است.
سپس با اين سوره ها به پايان مىرساند: )قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ(1)اللَّهُ الصَّمَدُ(2)لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ(3)وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ(4)) . [سورة الإخلاص] .
اي پيامبر خدا! به كسى كه درباره ي صفت پروردگارت از تو پرسيد، بگو: الله آن خداي يكتا پاك و منزه از تركيب و تعداد است، او يكتاي يكتاست، خداي يكتاست كه همه ي بندگان براي انجام و بر آورده شدن نيازهاي خود، به او روي مىآورند و از او مدد مىجويند؛ بىنياز است و مقصود فقط ذات پاك اوست، نزايد و زاده نشود براي اينكه زادن و زاده شدن، نشانه ي مخلوق بودن است كه محل تغيير و دگرگونى هستند و نباشد براي او همتايى؛ كسى نيست كه بتواند همتاي خدا باشد، خدا نه مانندي دارد، نه كسى كه بتواند در مقابل او قرار گيرد .
)قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ(1)مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ(2)وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ(3)وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ(4)وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ(5) ( . [سورة الفلق] .
اي پيامبرما بگو: من از شر آفريده ها به خداي فروزنده ي صبح روشن پناه مىبرم و از شرّ شبِ تار هنگامىكه در آيد و از شرّ زنان افسونگر چون به جادو در گره ها بدمند و از شر حسود بدخواه چون آتش رشك و حسد برافروزد .
)قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ(1)مَلِكِ النَّاسِ(2)إِلَهِ النَّاسِ(3)مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ(4)الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ(5)مِنْ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ(6) ( . [سورة الناس]([23]).
اي پيامبر ما بگو: من به پروردگـار آدميان پناه مىبرم، پادشاه آدميان، خدا يكتا معبود آدميان از شر وسوسه ي شيطان، آن شيطان كه در دل مردم وسوسه و انديشه ي بد افكند، چه آن شيطان از جنس جن باشد يا از نوع انسان .
سپس مؤمن پس از فراغت از نمازهاي صبح و عصر، به ذكرها و دعاهاي صبح و شام مشغول مىشود، كه آن را به طور مشروح إن شاء الله در فصل بعد ذكر خواهم كرد .


دعاي هنگام خارج شدن از مسجد: ((بسم اللهِ، والصَّلاةُ والسَّلامُ على رسولِ اللهِ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ فَضْلِكَ)))[24]) .
به نام خدا و درود و سلام بر رسول الله.
خدايا! من از تو احسانت را مىخواهم، خدايا! مرا از شيطانِ رانده شده حفظ نما .


دعاي هنگام ورود به خانه:
((اللَّهُم إِنِّي أَسْأَلُكَ خَيْرَ الْمَوْلِجِ وَخَيْرَ المخرج بِسْمِ اللَّهِ وَلَجْنَا وَبِسْمِ اللَّهِ خَرَجْنَا وَعَلَى اللَّهِ رَبِّنَا تَوَكَّلْنَا )) ثُمَّ لِيُسَلِّمْ عَلَى أَهْلِهِ([25]) .
به نام خدا وارد شديم و به نام خدا خارج شديم و برپروردگارخود توكل كرديم.

آن گاه به افراد خانواده اش سلام مىكند.
 


دعاي پيش از خوردن و آشاميدن وپس از فارغ شدن از آن:
هنگام شروع مىگويد:
((بِسْمِ اللهِ)))[26]) فإن نَسِيَ قالَ: بِسْمِ اللَّهِ أوَّلَهُ وآخِرَهُ([27]) .   به نام خدا.
و اگر در آغاز فراموش كرد، مىگويد: به نام خدا در اول و آخر .
وقتى از خوردن [و آشاميدن] فارغ شد، مىگويد: ((الْحَمْدُ لِلَّهِ كَثِيرًا طَيِّبًا مُبَارَكًا فِيهِ، غَيْرَ مَكْفِيّ وَلا مُوَدَّعٍ وَلا مُسْتَغْنىً عَنْهُ رَبَّنَا)))[28]).
ستايش از آن خداست، ستايشى بسيار، نيكو و پربركت؛ خدا بى نياز است و درخواست كردن و خواهش از او هميشه ادامه دارد و همه به او نيازمند هستند. پروردگارا ستايش ما را بپذير.


بعضى از ذكرهاى هنگام خواب:ثم يقرأُ آيَةَ الكرسِيِّ: (اللَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَيَوودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ(255)) . [البقرة:الآية 255]([29]) .
خداى يكتاست كه جز او خدايى نيست، زنده و پاينده است، هرگز او را كسالت خواب فرا نگيرد تا چه رسد كه به خواب رود، اوست مالك آن چه در آسمان ها و زمين است، كه را جرأت است كه در پيشگاه او به شفاعت برخيزد مگر به فرمان او، علم او محيط است به آن چه پيش نظر خلق آمده است و آن چه سپس خواهد آمد و خلقْ به هيچ مرتبه ي علم او احاطه نتوانند كرد مگر به آن چه او خواهد؛ قلمرو علمش از آسمان ها و زمين فراتر و نگهبانى زمين و آسمان بر او آسان و بىزحمت است، چه او داناي بزرگوار و تواناي باعظمت است.
خدا معبودي است كه جز او معبودي به حق نيست، زنده و تدبيركننده ي مخلوقات است، چُرت و خواب به او دست نمىيابد، آن چه در آسمان ها و زمين است از آنِ اوست، كيست كه بتواند نزد او شفاعت نمايد مگر به اجازه ي او؛ آن چـه را كه خلق شدگان در پيشِ رو دارند و آن چه را پشت سر مىگذارند مىداند، از علم خدا هيچ نمىدانند مگر آن چه او بخواهد، كُرسى او آسمان ها و زمين را فراگرفته و نگهدارى آسمان ها و زمين بر خداوند سنگينى نمىكند و او بلندمرتبه ي بزرگ قدر است .
2- آخر سوره بقره را مىخواند: (آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلاَئِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ(285) لاَ يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلاَ تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا أَنْتَ مَوْلاَنَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ لَبَتْ(286)). [سورة البقرة:الآيتان 285-286]([30]).
پيامبر به آن چه از طرف پروردگارش بر او نازل شده ايمان آورده و مؤمنان نيز همه به خدا و فرشتگان و كتاب ها و پيامبرانِ او ايمان آوردند و گفتند: بين هيچ يك از پيامبرانِ خدا فرق نگذاريم و گفتند: شنيديم و اطاعت كرديم، پروردگارا آمرزش تو را مىخواهيم و بازگشت به سوي توست . خداوند هيچ كس را جز به قدر توانايى او مكلف نمىكند، نيكىهاي هر شخصى به نفع خود او و بديهايش نيز به زيان خود اوست، پروردگارا! اگر فراموش و يا خطا كرديم، ما را به آن مؤاخذه مكن، پروردگارا! تكليف طاقت فرسا چنان كه بر پيشينيان ما نهادي برما نگذار، پروردگارا تكليفى فوق طاقت ما بردوش ما منه و در گذر و بيامرز و ببخشاي ما را، تو خداوند مايى؛ پس ما را بر گروه كافران ياري فرما.
و اين سوره را مىخواند: )قُلْ يَاأَيُّهَا الْكَافِرُونَ(1)لاَ أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ(2)وَلاَ أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ(3)وَلَا أَنَا عَابِدٌ مَا عَبَدتُّمْ(4)وَلاَ أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ(5)لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ(6)) . [سورة الكافرون]([31]) .
اي پيامبر بگو كه اي كافران مشرك! من آن بت ها را كه شما به خدايى مىپرستيد، هرگز نمىپرستم و شما هم آن خداي يكتايى كه من پرستش مىكنم، پرستش نمىكنيد، نه من خدايان باطل شما را عبادت مىكنم و نه شما يكتا خداي معبود مرا عبادت خواهيد كرد؛ پس اينك دين شما براي شما و دين من براي من.
4 - دستهايش را با هم جمع كرده و نزد هم قرار مىدهد، سپس در آن مىدمد و سوره هاي زير را مىخواند: )قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ(1)اللَّهُ الصَّمَدُ(2)لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ(3)وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ(4)). [سورة الإخلاص] .
اي پيامبر خدا! به كسى كه درباره ي صفت پروردگارت از تو پرسيد، بگو: الله آن خداي يكتا پاك و منزه از تركيب و تعداد است، او يكتاي يكتاست خداي يكتاست كه همه ي بندگان براي بر آورده شدن نيازهاي خود، به او روي مىآورند و از او مدد مىجويند، بىنياز است و مقصود فقط ذات پاك اوست. نزايد و زاده نشود، براى اين كه زادن و زاده شدن نشانه ي مخلوق بودن است كه محل تغيير و دگرگونى هستند و نباشد براي او همتايى؛ كسى نيست كه بتواند همتاي خدا باشد خدا نه مانندي دارد، نه كسى كه بتواند در مقابل او قرار گيرد .
(قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ(1)مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ(2)وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ(3)وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ(4)وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ(5)) [سورة الفلق] .
اي پيامبرما بگو: من از شر مخلوقات، به خداى فروزنده ي صبح روشن پناه مىبرم و از شر شب تار هنگامىكه در آيد و از شر زنان افسونگر چون به جادو در گره ها بدمند و از شر حسود بدخواه چون آتش رشك و حسد برافروزد .
(قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ(1)مَلِكِ النَّاسِ(2)إِلَهِ النَّاسِ(3)مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ(4)الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ(5)مِنْ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ(6)) . [سورة الناس] .
اي پيامبرما بگو: من به پروردگار آدميان پناه مىبرم، پادشاه آدميان، يكتا معبود آدميان، از شر وسوسه ي شيطان، آن شيطان كه در دل مردم وسوسه و انديشه ي بد افكند، چه آن شيطان از جنس جن باشد يا از نوع انسان .
سپس دو كف دست را به سر و صورت و به تمامى بدنش تا آن جا كه بتواند مىكشد و اين عمل را سه بار تكرار مىكند([32]).
5- 33بار سبحان الله، 33بار الحمد لله و 34 بار الله أكبر مىگويد([33]) .
6- سپس مىگويد: ((اللَّهُمَّ بِاسْمِكَ أَحْيَا وَبِاسْمِكَ أَمُوتُ)))[34]). خداوندا با نام تو زنده مىشوم و مىميرم.
7 - و اگر بخواهد، اين [عبارت] را مىافزايد: ((بِاسْمِكَ رَبِّ وَضَعْتُ جَنْبِي وَبِكَ أَرْفَعُهُ، إِنْ أَمْسَكْتَ نَفْسِي فَارْحَمْهَا وَإِنْ أَرْسَلْتَهَا فَاحْفَظْهَا بِمَا تَحْفَظُ بِهِ عِبَادَكَ الصَّالِحِينَ)))[35]) .
با نام تو اي پروردگار، پهلويم را بر زمين گذاشتم و با نام تو آن را بلند مىكنم، پس اگر جانم را گرفتى به آن رحم كن و اگر آن را نگه داشتى، به آن چه بندگان نيك و صالح را حفظ مىكنى حفظ نما .
8 - و با اين دعا آن را به پايان مىبرد: ((اللَّهُمَّ أَسْلَمْتُ نَفْسِي إِلَيْكَ وَفَوَّضْتُ أَمْرِي إِلَيْكَ وَوَجَّهْتُ وَجْهِي إِلَيْكَ وَأَلْجَأْتُ ظَهْرِي إِلَيْكَ، رَغْبَةً وَرَهْبَةً إِلَيْكَ، لا مَلْجَأ وَلا مَنْجَا مِنْكَ إِلا إِلَيْكَ، آمَنْتُ بِكِتَابِكَ الَّذِي أَنْزَلْتَ وَبِنَبِيِّكَ الَّذِي أَرْسَلْتَ)))[36]).
الهى! جانم را به تو سپردم و كارم را به تو واگذاشتم و رويم را به سوي تو گردانيدم و به تو تكيه كردم. درحالِ اميد به ثوابت وترس از عذابت، پناهگاه و جاي نجاتى از عذاب تو جز به سوى تو نيست؛ به كتابى كه نازل نمودي و پيامبري كه فرستادي ايمان آوردم .


ذكرِ وقت بيدار شدن از خواب:((لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ، الْحَمْدُ لِلَّهِ وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَلا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَاللَّهُ أَكْبَرُ وَلاَ حَوْلَ وَلاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ، اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي)))[37]).
نيست معبودي به حق مگرخداي يكتا، براي او شريكى نيست، مُلك هستى از آن اوست، ستايش از آن اوست و او بر هر چيز تواناست، ستايش از آن خداست، خداوند پاك است و توانايى و قدرتى در دوري از گناه و پايداري بر طاعت نيست مگر با كمك و ياري خداوند، خدايا مرا بيامرز.
سپس وضو گرفته و نماز مىخواند و اگر مىخواهد بعد از آن مىخوابد .
اين ذكرهاي شبانه روزي است كه خداوند فرصت داد تا آن را گرد آورم و بايد مؤمن هميشه آن را همراه و ملازم خود بداند .
 

 

سلسله توشه مؤمن (3)، ورد شبانه روزى، تقديم العلامة الشيخ د. عبدالله بن عبدالرحمن الجبرين، نوشته ي خالد الجريسي، ترجمه اسحاق بن عبدالله دبيري


 

----------------------------------

زیرنویسها:
([1]) البخاري؛ الدعوات؛ باب: ما يقول إذا أصبح؛ حديث (6325) از ابىذر  رضی الله عنه  وحديث (7395) .
([2]) الترمـذي؛ الدعوات؛ باب: منـه دعاء؛ (باسمك ربي وضعت جنبي …)؛ حديث (3401) از ابىهريره  رضی الله عنه  .
([3]) البخاري؛ الوضوء؛ باب: ما يقول عند الخلاء؛ حديث (142) از انس  رضی الله عنه  .وحديث (6322) همچنين از او . ومسلم؛ الحيض؛ باب: ما يقول إذا أراد دخول الخلاء؛ حديث (375) هم از او. (الخبْث) در مسلم با سكونِ (ب) ثبت شده است.
([4]) أبوداود؛ الطهارة؛ باب: ما يقول الرجل إذا خرج من الخلاء؛ حديث (30) از عايشه رضي الله عنها . والترمذي؛ باب: الطهارة؛ باب: ما يقول إذا خرج من الخلاء؛ حديث (7) هم از او .
([5]) مسلم؛ الطهارة؛ باب الذكر المستحب عقب الوضوء؛ حديث (234) از عقبة بن عامر  رضی الله عنه  .
([6]) النسائي؛ قيام الليل وتطوع النهار؛ باب: كيف الوتر بثلاث؛ حديث (1700) از ابىّ بن كعب  رضی الله عنه  .
([7]) همان كتاب؛ باب: نوع آخر من القراءة في الوتر؛ حديث (1733) از عبدالرحمن بن أبزى  رضی الله عنه  .
([8]) البخاري؛ الأذان؛ باب: ما يقول إذا سمع المنادي؛ حديث (611) از ابىسعيد  رضی الله عنه . ومسلم؛ الصلاة؛ باب: استحباب القول مثل قول المؤذن؛ حديث (385) از عمر  رضی الله عنه  .
([9]) از مجموع دو روايت همان كتاب؛ همان باب؛ حديث (384) از عبد الله بن عمرو رضي الله عنهما و حديث (386) ازسعد بن ابي وقاص .
([10]) البخاري؛ الأذان؛ باب: الدعاء عند النداء؛ حديث (614) از جابر بن عبدالله رضي الله عنهما .
([11]) أبوداود؛ اللباس؛ حديث (4023) از معاذ  رضی الله عنه  .
([12]) أبوداود؛ الأدب؛ باب: مايقول إذا خرج من بيته؛ حديث (5095) از انس  رضی الله عنه .
([13]) همان كتاب؛ حديث (5094) از ام سلمة رضي الله عنها.
([14]) مسلم؛ الصلاة؛ باب: في صلاة الليل وقيامه؛ حديث (763) از عبدالله بن عباس رضي الله عنهما .
([15]) قسمتى از حديثى است كه ابوداود آن را روايت كرده؛ الجهاد؛ باب: ما يقول الرجل إذا ركب؛ حديث (2602) از علي بن ربيعة از علي  رضی الله عنه  . والترمذي؛ الدعوات؛ باب: ما جاء ما يقول إذا ركب دابة؛ حديث (3446) هم از او .
([16]) مسلم؛ صلاة المسافرين وقصرها؛ باب: ما يقول إذا دخل المسجد؛ حديث (713) از ابىحميد  رضی الله عنه  واين عبارت در آن نيست: (فليسلّم علي النبيّ  صلی الله علیه و سلم ) و روايت ابىداود والنّسائي وابن ماجه وغيرِ آن ها با اسناد صحيح مىباشد؛ چنان كه امام النووي در الأذكار؛ باب: ما يقوله عند دخول المسجد والخروج منه، آورده است .
والحافظ ابن القيّم رحمه الله در جلاء الأفهام؛ موطن هشتم از مواطن الصلاة على النبي  صلی الله علیه و سلم : عند دخول المسجد وعند الخروج منه؛ چنان كه ابن خزيمة در صحيح وابوحاتم ابن حِبان از ابىهريره  رضی الله عنه  روايت كرده اند: أن رسول الله  صلی الله علیه و سلم ، قال: ((إذا دخل أحدكم المسجد فليُسلّم على النبي  صلی الله علیه و سلم ، وليقل: اللهم افتح لي أبواب رحمتك وإذا = =خرج فليُسلّم علي النبي  صلی الله علیه و سلم ، وليقل: اللهم أََجِرْني من الشيطان)). اهـ . اگر يكى از شما به مسجد داخل شد، درود بر پيامبر بفرستد و بگويد: (اللهم افتح لي أبواب رحمتك) و اگر خارج شد درود بر پيامبر بفرستد و بگويد: (اللهم أجرنى من الشيطان) نگا:عون المعبود شرح ابىداود ص18.
([17]) مسلم؛ المساجد؛ باب: استحباب الذكر بعد الصلاة وبيان صفته؛ حديث (591) از ثوبان  رضی الله عنه  . واما چگونگى استغفار: امام الأوزاعي رحمه الله درهمان روايت چنين ذكر كرده اند كه بگويد: (أستغفر الله، أستغفر الله) .
([18]) همان كتاب؛ حديث (594) از عبدالله بن زبير  رضی الله عنه  .
([19]) البخاري؛ الأذان؛ باب: الذكر بعد الصلاة؛ حديث (844) از مغيرة بن شعبة  رضی الله عنه  ومسلم؛ المساجد؛ باب: استحباب الذكر بعد الصلاة وبيان صفته؛ حديث (593) هم از او.
([20]) ثابت بودن آن در سنت پيامبر  صلی الله علیه و سلم   سماحة العلاّمة ابن باز رحمه الله در تحفة الأخيار وثابت بودن آن را پس از نماز صبح آورده است. الترمذي در الدعوات؛ باب: في ثواب كلمة التوحيد؛ =

= حديث (3474) از ابىذر  رضی الله عنه  . وقال الترمذي: هذا حديث حسن صحيح غريب . ا هـ . و اما ثابت بودن آن پس از نماز مغرب؛ همچنين در سنن الترمذي؛ الدعوات؛ باب: في تساقط الذنوب؛ حديث (3534) از عمارة بن شبيب السبائي  رضی الله عنه  . وقال أبوعيسي الترمذي: هذا حديث حسن غريب . ا هـ .
([21]) مسلم؛ المساجد؛ باب: استحباب الذكر بعد الصلاة وبيان صفته؛ حديث (597) از ابىهريره  رضی الله عنه  .
([22]) النَسائي در سنن الكبرى؛ حديث (9928) و در عمل اليوم والليلة؛ حديث (100) وهمچنين ابن السنّي؛ حديث (121) .
([23]) أبوداود؛ الوتر؛ باب: في الاستغفار؛ حديث (1523) از عقبة بن عامر  رضی الله عنه  و همچنين الترمذي؛ فضائل القرآن؛ باب: ما جاء في المعوّذتين حديث (2903) از او با بسنده و اكتفا كردن به جمله ي (المعوّذتين) .
([24]) خارج نمودنِ آن چه در پانوشتِ (18) آمده است.
([25]) أبوداود؛ الأدب؛ باب: ما يقول الرجل إذا دخل بيته؛ حديث (5096) . و امام النووى در الأذكار ذكر كرده وگفته، ابوداود آن را ضعيف ندانسته است .
([26]) البخاري؛ الأطعمة؛ باب: قوله تعالى ¼ N?éSTÕRÒ ÝYÚ g?HTW?YQ~Vº ?WÚ ó$ØRÑHTWTÞ`TÎW¦W¤ » . [البقرة 57، 72] و[الأعراف160] و[طه 81] . حديث (5376) از عمر بن ابىسلمة رضي الله عنهما و همچنين مسلم؛ الأشربة؛ باب: آداب الطعام والشراب؛ حديث (2022) از او.
([27]) دليل آن نزد ابىداود وارد شده؛ الأطعمة؛ باب: التسمية على الطعام؛ حديث (3767) از عايشه رضي الله عنها و حديث (3768) از اُمية بن مَخْشِي  رضی الله عنه  . والترمذي؛ الأطعمة؛ از رسول الله  صلی الله علیه و سلم ، باب: ما جاء في التسمية على الطعام؛ حديث (1858) همچنين از اوست رضي الله عنها، بلفظ: (في أوله وآخره) . وابن ماجَهْ در الأطعمة؛ باب: التسمية عند الطعام؛ حديث (3264) همچنين از اوست رضي الله عنها، بلفظ: (في أوله وآخره) همچنين .
([28]) البخاري؛ الأطعمة؛ باب: ما يقول إذا فرغ من طعامه؛ حديث (5458) از ابىامامة  رضی الله عنه  .
([29]) قسمتى از روايت بخاري است در بدء الخلق؛ باب: صفة إبليس وجنوده؛ حديث (3275) از ابىهريره  رضی الله عنه  .
([30]) البخاري؛ فضائل القرآن؛ باب: من لم ير بأساً أن يقول: سورة البقرة وسورة كذا؛ حديث (5040) از ابىمسعود الأنصاري  رضی الله عنه  . = = ودر بعضى جاها غير از اين در صحيح البخاري. ومسلم؛ صلاة المسافرين وقصرها؛ حديث (807) و (808) با اندكى اختلاف؛ هم از ابىمسعود.
([31]) أبوداود؛ الأدب؛ باب: ما يقول عند النوم؛ حديث (5055) از نوفل الأشجعي  رضی الله عنه  . والترمذي؛ الدعوات؛ باب: ما جاء فيمن يقرأ من القرآن عند المنام؛ حديث (3403) هم از او .
([32]) البخاري؛ الدعوات؛ باب: التعوذ والقراءة عند المنام؛ حديث (6319) از عايشه رضي الله عنها . و حديث (5017) هم از او.
([33]) البخاري؛ فرض الخُمُس؛ باب: ما ذكر عن درع النبي  صلی الله علیه و سلم ؛ حديث (3113) از علي  رضی الله عنه . و بسياري از جاهاي ديگر. ومسلم؛ الذكر والدعاء؛ باب: التسبيح أول النهار وعند النوم؛ حديث (2727) هم از او .
([34]) البخاري؛ الدعوات؛ باب: ما يقول إذا نام؛ حديث (6312) از حذيفة  رضی الله عنه  . ومسلم؛ الذكر والدعاء؛ باب: ما يقول عند النوم؛ حديث (2711) هم از او.
([35]) متفق عليه از حديث ابىهريره  رضی الله عنه ، البخاري؛ الدعوات؛ باب: التعوّذ والقرائت عند المنام؛ حديث (6320) . ومسلم؛ الذّكر = =والدعاء والتوبة والاستغفار؛ باب: ما يقول عند النوم وأخذ المضجع؛ حديث (2714) .
([36]) البخاري؛ الدعوات؛ باب: ما يقول إذا نام؛ حديث (6313) از البراء بن عازب  رضی الله عنه  . ومسلم؛ الذكر والدعاء؛ باب: ما يقول عند النوم؛ حديث (2710) هم از او .
([37]) البخاري؛ أبواب التهجّد؛ باب: فضل من تعارّ من الليل فصلّى؛ حديث (1154) از عبادة بن صامت  رضی الله عنه .
 




درباره : سبک زندگی , ,
برچسب ها : دعا ,
بازدید : 27
[ جمعه 5 شهريور 1395 ] [ 18:50 ] [ نویسنده : حافظ ] | نظرات ()

فرزنددار شدن آن هم فرزند سالم و زیبا آرزوی هر زن و شوهر است که متأسفانه برخی از افراد به‌دلیل ناباروری به آرزوی خود دست پیدا نکردند ولی خوشبختانه با پیشرفت‌های علم پزشکی در زمینه درمان ناباروری این آرزو دست یافتنی‌تر شده است.

 

طب سنتی ایران بسیار در زمینه درمان ناباروری به موفقیت‌های بالایی دست پیدا کرده است, ابتدا بهتر است که به تعریف ناباروری از دیدگاه طب سنتی بپردازیم.

 

ناباروری یا عسر الحمل به‌دلایل مختلفی در زن یا مرد بروز پیدا می‌کند.

 

از دیدگاه طب سنتی رحم دارای مزاج است و اگر مزاج رحم از تعادل خارج شود باروری با مشکل روبه‌رو خواهد شد. اگر رحم زن از حالت طبیعی سردتر شده باشد خود برودت و سردی رحم عاملی می‌شود که نطفه به باروری ختم نشود و در رحم از بین برود، در نقطه مقابل آن نیز اگر رحم بیش از حد گرم باشد, گرمای زیادی رحم خود موجب از بین رفتن نطفه و عدم موفقیت در باروری شود، همچنین خشک‌تر و مرطوب‌تر بودن مزاج رحم هم از علل دیگر ناباروری زنان است.

 

چرا که رحم به یک گرمای متعادل و رطوبت طبیعی نیاز دارد تا یک باروری سالم و بدون مشکل رخ دهد.

 

در بسیاری از مواقع زن با وجود رطوبت بیش از حدی که در رحم دارد بارور می‌شود ولی توانایی حفظ جنین را نخواهد داشت و جنین سقط می‌شود.

 

تنگ بودن دهانه سرویکس یا وجود پولیپ در رحم, زگیل ناحیه تناسلی, عفونت‌های زنانگی, خشکی بیش از حد دهانه رحم یا سرویکس و ... همه از عواملی است که موجب نازایی در زن می‌شود.

 

ناگفته نماند مسائل روانی مانند غم بیش از حد و استرس‌ نیز همه از علل نازایی است. ضعف اعضای رئیسه که شامل مغز, قلب و کبد است خود از علل نازایی محسوب می‌شود چرا که پدر یا مادری که مبتلا به بیماری کبد چرب است, تخمک یا اسپرم چنین پدر و مادری ضعیف بوده و بر کیفیت نطفه تأثیر گذار است.

 

اختلال در ترشح هورمون‌های مغزی مانند هیپوتالاموس و هیپوفیز ناشی از ضعف مغز بوده که از علل ناباروری است.

 

امروزه به‌دلیل تغییر سبک زندگی, افراد بیشتر غذاهای با طبع سرد مانند نوشابه‌های گازدار, غذاهای آماده, فست‌فودها, غذاهای کنسروی و غذاهایی که دارای مواد افزودنی و ... هستند، مصرف می‌کنند و مزاج بدنشان را به‌سمت سردی سوق داده‌اند.

 



ادامه مطلب


درباره : سبک زندگی , ,
بازدید : 91
[ پنج شنبه 5 شهريور 1394 ] [ 9:45 ] [ نویسنده : حافظ ] | نظرات ()


1ـ ﴿حَافِظُواْ عَلَى الصَّلَوَاتِ والصَّلاَةِ الْوُسْطَى وَقُومُواْ لِلّهِ قَانِتِینَ﴾: (بر نمازها و نماز میانه مواظبت كنید و خاضعانه براى خدا به پا خیزید).
واژه¬ی «صلوات» در عربی جمع است و کمترین درجه¬ی جمع، سه است، چراکه یک و دو جمع نمی¬توانند شوند. پس، از این لفظ کم از کم سه نماز ثابت شد و نماز میانه چهارم شد لیکن در چهار نماز چونکه میانه امکان ندارد چرا که چون میانه در هر دو طرف دو نماز بگیریم میانه نمی ماند لهذا لازم آمد بحکم تصحیح این لفظ قرآن مقدس که نماز پنجم را هم ثابت و تسلیم کنیم تا که چون دو دو هر طرف بگیریم پنجم وسطی و میانه میگردد.
2ـ ﴿فَسُبْحَانَ اللَّهِ حِینَ تُمْسُونَ وَحِینَ تُصْبِحُونَ، وَلَهُ الْحَمْدُ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَعَشِیًّا وَحِینَ تُظْهِرُونَ﴾: (پس به پاکی یاد کنید خدا را وقتی¬که شام می¬کنید و برای اوست ستایش در آسمان¬ها و زمین و در آخر روز، آن¬گاه که در ظهر داخل شوید).
در آیه¬ی یادشده مراد از «تمسون» باتفاق علما نماز مغرب و عشاست، زیرا مسا همین وقت را گویند. و مراد از «تصبحون» نماز صبح است و از عشیّاً مراد نماز عصر است. که این وقت را در عربی عشاء می¬گویند. و مراد از «حین تظهرون» نماز ظهر است.
3ـ ﴿أَقِمِ الصَّلاَةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّیْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا﴾: (برپا دار نماز را وقت زوال آفتاب تا تاریکی شب و لازم گیر قرآن¬خواندن فجر را هر آئینه قرآن خواندن صبح را حاضر می¬شوند فرشتگان).
در محاوره¬ی عرب «دلوک» ظهر و عصر و «غسق» مغرب و عشا و «قرآن» فجر صبح را مراد می¬گیرند.
4ـ ﴿وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَیِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّیْل﴾: (و برپا دار نماز صبح را در هر دو جانب روز و قسمتی از شب).
«طَرَفَی» تثنیه است، یعنی دو طرف روز که مراد از یک طرف، صبح و طرف دیگر، ظهر است و عصر و «زلفاً من اللّیل» مغرب و عشا مرادند.
5ـ ﴿وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاء اللَّیْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى﴾: (و تسبیح بگو با ستایش پروردگار خویش جلوتر از بیرون آمدن آفتاب و جلوتر از غروب آن در بعضی ساعات شب هم تسبیح گو و در حدود اطراف روز که تو خوشنود می¬شوی).
در آیه¬ی مورد بحث مراد از «قبل طلوع الشمس» صبح است و مراد از «قبل غروب» ظهر و عصر است و مراد از «آناء اللیل» عشاء است.
این شد ثبوت نمازهای پنج¬گانه در قرآن. امّا نفس نماز در قرآن کریم کم¬وبیش در سیصد جا آمده است. قرآن کریم صفات تمام انبیا علیهم السلام و اولیا رحمهم الله را «نماز» ذکر فرموده است و هیچ دینی از ادیان حقّه از زمان آدم تا دور خاتم علیهماالصلوات و التسلیمات خالی از نماز نبوده است. چنان¬که این امر از قرآن و حدیث و تواریخ ثابت است.
. سوره¬ی «بقره»، آیه¬ی 4.
. الملل و النحل، ج1، ص77.
. سوره¬ی «بقره»، آیه¬ی 238.
. سوره¬ی روم، آیات 17 و 18.
. سوره¬ی «بنی¬إسراییل»، آیه¬ی 78.




بازدید : 142
[ چهار شنبه 29 بهمن 1393 ] [ 8:2 ] [ نویسنده : حافظ ] | نظرات ()



۱- «کانون مدافعان حقوق بشر» جایزه امسالش را به «مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی»؛ شخصیت مذهبی و کاریزماتیک بلوچستان، اختصاص داد که در میان بخش بزرگی از سنی های ایران نفوذ قابل توجهی دارد، که از منظری جامعه شناختی، قابل توجه و شایسته ی تحلیل است.

به واقع، جدا از جایگاه سیاسی اهدا کننده و نیز منازعات سیاسی و ایدئولوژیکی که بین حاکمیت جمهوری اسلامی و نیز نیروهای اپوزیسیون آن وجود دارند، که به شدت مهم اند، با اهدای این جایزه، برای دومین بار است که بعد از انقلاب اسلامی، یک شخصیت بلوچ از منظری ایجابی و نه سلبی، در جایگاهی ملی در حیات سیاسی-اجتماعی کشور ظاهر می شود و جدا از منازعات سیاسی و ایدئولوژیک، می تواند در راستای وارد کردن حاشیه ی جامعه ی ایرانی، که بلوچ ها بخشی از آن هستند، به متن آن، باشد؛ برای اولین بار، در فرایند تدوین قانون اساسی بود که «مولوی عبدالعزیز ملازاده» در حیات ملی کشور، نمود یافت و منجر به مشارکت بسیار بالای بلوچ ها در رفراندم قانون اساسی شد.

۲- از منظری نمادین، یکی از عرصه های تثبیت دولت-ملت، ترکیب شخصیت های ملی مطرح در آن است. به واقع، در کشورهای متکثر قومی و مذهبی، هر چه در منوی شخصیت های ملی آن، پوشش بیشتری از تنوع جغرافیایی، مذهبی و قومی وجود داشته باشد، تداوم وحدت سرزمینی و تمامیت ارضی و هویت ملی اش، گسترده تر و عمیق تر خواهد بود. از چنین نگاهی، اقدام کانون مدافعان حقوق بشر، قابل تآمل و شایسته تقدیر است؛ بخصوص از این جهت که بلوچ یکی از اقوام ایرانی، است که کمترین نمود را در متن جامعه ی ایرانی دارد و غالباً دیده نمی شود.

۳- در خصوص وارد نمودن حاشیه ی جامعه ی ایرانی در متن آن، به نظر می رسد که نظام سیاسی و نهادهای مدافع آن از جامعه ی مدنی و نیز نیروهای اپوزیسیون، پیشتازتر بوده اند. بطوریکه به عنوان مثال در خصوص مولوی عبدالحمید، با در نظر داشتن هویت فکری و سیاسی اش، ایشان در حدود یک سال و نیم اخیر و قبل از اهداء جایزه ی فوق، جهت حضور در «مراسم تحلیف رئیس جمهور»، «کنفراس جهانی تقریب مذاهب» و نیز « کنگره جهانی جریان‌های افراطی و تکفیری از دیدگاه علمای اسلام» دعوت می شوند و حضور می یابند. لذا ضروری است، جامعه مدنی مرکز، جدا از گرایشات سیاسی و ایدئولوژیک اش، بیشتر از این، تمام ایران را ببیند و خود را از نظر قومی و مذهبی محدود نکند.

۴- مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی، هر چند شخصیتی دینی است اما وجه تشخص اش از بقیه ی شخصیت های دینی سنی های ایران، ورود جدی اش به مسائل سیاسی و اجتماعی جامعه ی ایرانی و نیز بطور خاص جامعه ی خاستگاه اش، بلوچستان، است که منجر به شکل گرفتن یک حمایت قوی توده ای و قومی از وی شده است که برای هیچ یک از روحانیون سنی ایران وجود ندارد. در واقع، بعد از انقلاب اسلامی که امکاناتی ساختاری و منحصر به فرد، برای کنشگری نهاد مذهب در جامعه ی بلوچستان فراهم می شود، این امکان شکل می گیرد، که مولوی ها در قالب «مذهب»، هویتی کلان تر و فراگیرتر از «قبیله» برای مردم بلوچ مطرح کنند و نیروهای قبیله ایی و حتی دانشگاهیان بلوچ را به حاشیه برانند. مضاف بر این، آنها حتی موفق می شوند که بخش قابل توجهی از نیروهای قبیله ایی و دانشگاهیان بلوچ را در دایره خودشان تعریف کنند و از توان قبیله ای و فکری آنها، بهره بگیرند. لذا آنها در کنار ایفای نقشی دینی و اخلاقی، نقشی اجتماعی و سیاسی به دوش می گیرند که منجر به ساخته شدن و ظهور شخصیتی مثل مولوی عبدالحمید می شود. روحانیون بلوچ، با کمک مذهب، بعد از نفوذ فراگیر در جامعه ی بلوچی، امکان پیوند این جامعه را از طریق مذهب با سایر سنی های ایران، فراهم می کنند و لذا بلوچ و مسائل اش، ابعادی ملی و حتی جهانی می یابد؛ هر چند که در ظاهر بیانی مذهبی به خود می گیرند.

۵- نهاد مذهب در بلوچستان امروز، علی رغم ریشه های بنیادگرایانه اش، سمت و سویی به شدت عمل گرایانه گرفته است و تلاش می کند که خودش را نیز با فضای سیاسی و اجتماعی جامعه ی بلوچی و نیز کشور، تنظیم کند. در واقع، هر چند با ورود «دیوبندیسم» به منطقه ی بلوچستان، دین از یک حالت ابتدایی، حداقلی و سازمان نیافته به سمت و سوی تنظیم زندگی اجتماعی و فردی براساس آموزه هایش، قدم گذاشت، ولی فشار واقعیت های سیاسی و اجتماعی دو دهه ی اخیر، آن را به سمت و سوهایی غیربنیادگرایانه، جهت داده است. به بیانی تفضیلی تر، در اوائل ورودِ قرائت دیوبندی از اسلام سنی به بلوچستان و اقدام آن به نهادسازی، مولوی های نوظهور، با تخطه کردن فضای عمومی جامعه و نیز ملاهای قدیمی و نا آشنا خواندن آنها نسبت به آموزهای دینی و نداشتن سواد جدی، به دنبال شکل دادن نظم اجتماعی و فرهنگی خاصی در منطقه بر می آیند و به اصطلاح، مردم بلوچ را دعوت به ایمان آوردن مجدد به اسلام راستین، آنطوریکه در متون درجه یک و بنیادی دین، بیان شده است، می نمایند. اما در ادامه، که نقش های سیاسی و اجتماعی برای خودشان تعریف می کنند، روز به روز از نگاه انتقادی شان به زندگی فردی و اجتماعی مردم کاسته می شود و خودشان را با نبض جامعه تنظیم می کنند تا اینکه خواسته باشند، جامعه ایی بنیادگرایانه بسازند.

۶- با تحولاتی ساختاری که در اثر شهرنشینی، ارتباطات و افزایش تحصیلات دانشگاهی در بلوچستان حادث شده است، در لایه های زیرین جامعه، تحولاتی جدی در حال وقوع است که چگونگی برخورد نظام سیاسی و جریان های جامعه ی مدنی ایران با آنها فوق العاده مهم است. به بیانی دیگر، با توجه به رقابتی که در میان نیروهای اجتماعی مختلف در درون جامعه ی بلوچی وجود دارد، سرمایه معنوی و منزلتی که بیرون از جامعه ی محلی، نصیب آنها می شود، می تواند تاثیراتی جدی در حیات سیاسی و اجتماعی حال و نیز آینده ی آنها، داشته باشد. به واقع، اهمیت این موضوع ایجاب می کند که آنها به دنبال تعریف کلان تر از فضای کنشگری شان باشند و پیوند بیشتری با امر ملی جستجو کنند. لذا نیروهایی که گفتمانشان و هویتی که برای خودشان تعریف می کنند به شدت محدود و ماهیتی بیولوژیک و خونی دارند، روز به روز منزوی تر شده و در بازی میان عام گرایی و خاص گرایی، بازنده شوند. لذا، ریشه دواندن بیشترِ دولت-ملت ایرانی در گروی فراهم نمودن امکان پیوندِ بیشتر نیروهای اجتماعی سازگار با روح زمانه با امر ملی، درمناطق مختلف ایران است. تأمل در این خصوص، جدیت بیشتری را از نظام سیاسی ملی و نیز جامعه ی مدنی، می طلبد.

* دکتر عبدالوهاب شهلی بر / تهران




درباره : جوابیه اعتراضات شیخ السلام مولاناعبدالحمید , ,
بازدید : 153
[ جمعه 5 دی 1393 ] [ 18:19 ] [ نویسنده : حافظ ] | نظرات ()


در واکنش به واگذاری مصلی جدید اهل سنت
شیخ السلام مولانا عبدالحمید درخطبات جمعه عنوان نمود که واگذاری مصلی (عیدگاه جدید اهل سنت )هدیه نظام به مردم سیستان و بلوچستان است
اما وقتی که یاوه گویان و منافقان از این حرف مولانا ترس به جانشان افتاده که کاسه زیر نیم کاسه هایشان برملا بشوند و چندرغازی که از نفاق وگذارشات غلط به سران نظام می دهند ازدست بدند
گاف جدید شیعه نیوز این خبر شده که اصحاب رسانه هارو بر انگیخته کرده
بله باید برانگیخته شوند منافقین از این خبر مولانا
و همچنین جناب کاربر سایت کلوب اقای اردکانی که کپی پیست رو همیشه عدات خودت می دونی اینو بدون که نفاق جایی ندارد وما اهل تسنن همیشه خواهان وحدت بوده ایم وهستیم از وقتی که منافقین اومدند وحدت مارو شکستند امیدوارم که خداوند این منافقین را از صفحه گیتی محوکند




درباره : جوابیه اعتراضات شیخ السلام مولاناعبدالحمید , ,
برچسب ها : شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید , جواب شایعات , پاسخ به شبهات ,
بازدید : 267
[ دو شنبه 14 مهر 1393 ] [ 18:19 ] [ نویسنده : حافظ ] | نظرات ()



عن حمادعن ابراهیم النخعی قال:صلی ابوبکرالصدیق علی فاطمه بنت رسول لله ص فکبر اربعا .
ابوبکرصدیق برفاطمه دختررسول الله ص نماز خواندو4تکبیر گفت.
(طبقات ابن سعدج8ص19)
عن جعفربن محمد عن ابیه قال:ماتت فاطمه بنت رسول الله صلی الله علیه وسلم فجاء ابوبکروعمر لیصلوا .فقال عمر لعلی بن ابی طالب رضی الله عنهما :تقدم فقال ماکنت لاتقدم وانت خلیفه رسول الله فتقدم ابوبکروصلی علیها .هنگامی که فاطمه رضی الله عنها دختررسول صلی الله علیه وسلم وفات کردابوبکروعمربرای شرکت درنماز جنازه حاضرشدند عمربه علی گفت بفرمایید امامت کنید.علی به ابوبکرگفت هرگز جلو نمی شوم درحالی که توخلیفه رسول خدا هستی آنگاه ابوبکرجلورفت ونمازجنازه را خواند.
(کنزالعمال 5299)
الریاض النضره فی مناقب العشره
ج1ص156
تحفه اثنا عشریه ص445
حلیه الاولیاءج4ص62




بازدید : 201
[ پنج شنبه 27 شهريور 1393 ] [ 11:2 ] [ نویسنده : حافظ ] | نظرات ()


اعتراض کردند که چرا شیخ السلام از ایت الله نمر دفاع نمی کنه و در سخنرانی هایش اسمی از وی نمی برد
جواب :
درمرحله اول ایت الله نمر در کشوری دیگروشیخ اسلام در کشوری دیگر و سیاست کشورها کاملا متفاوت
بعد اصلا معلوم نیست جرم ایت الله نمر چیه و کسی هم اعلام نکرده جرمش چیه چطوری بره ازش دفاع کنه
و شیخ اسلام ازجهان اسلام و اقلیتها همیشه دفاع می کنه اگر سخنرانی های شیخ اسلام را گوش کنید ویا مطالعه کنید همیشه از وحدت جهان اسلام میگه نیازی نیست که حتما اسم فرد رو بگیره وهمیشه دردعاهایش از مشکلات جهات اسلام میگه
و ایت الله نمر که مشکل کلی جهان اسلام نیست که اگر از شیخ نمر دفاع نشه جهان اسلام درهم بپاشه
و در اخر همه این سوالات بخاطر دشمنی با شیخ اسلام هست که دشمنان تفرقه افکنی و شبهه افکنی درمورد شیخ السلام راه می اندازند و ساده ولوحان هم قبول می کنند امیدوارم که خداوند علمای اهل سنت بویژه شیخ السلام را حفاظت کند از هرگزند امین والسلام علیکم




درباره : جوابیه اعتراضات شیخ السلام مولاناعبدالحمید , ,
برچسب ها : جواب اعتراضات برشیخ الاسلام "جوابیه برمعترضین"شیخ الاسلام مولاناعبدالحمید"مولاناعبدالحمید ,
بازدید : 245
[ دو شنبه 27 مرداد 1393 ] [ 10:25 ] [ نویسنده : حافظ ] | نظرات ()

دیدار امام جمعه مسجد مکی زاهدان، به همراه تعدادی دیگر از نمایندگان فعلی و ادواری اهل سنت در مجلس شورای اسلامی و فعالان سیاسی و فرهنگی با رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، امری کاملاً منطبق با منافع ملی است. برخلاف تصور تندروها، تعامل با اقشار مختلف مردم صرفاً یک تاکتیک سیاسی نیست بلکه یک راهبرد برای جمهوری اسلامی است. این رویه، سفارش امام راحل و رهبری نظام است. آنچه در سخنان هاشمی خطاب به اهل سنت برجسته است دعوت به تقریب ، وحدت، همدلی و همراهی با نظام اسلامی، مذمت افراط‌گرایی و تکفیر است. با این وصف معلوم نیست این روش حکیمانه در پذیرش شهروندان کشور و گفت‌و‌گو با آنان با کدام معیار، خلاف امنیت ملی تلقی شده است؟ اگر این گروه از اهل سنت به جای ملاقات با مقامات نظام، به دیدار یک مقام خارجی می‌رفتند، آنگاه جریان افراطی چه واکنشی نسبت به این دیدار از خود نشان می‌داد؟
حق نخبگان و شخصیت‌ها و حلقه‌های واسط اهل سنت و مردم است که مشکلات بطن جامعه را به مسئولان «این کشور» منتقل نمایند و وظیفه مسئولان نیز شنیدن آن‌ها و تلاش برای حل آن است.
وقتی شخصیت‌های اهل سنت با صراحت تمام خود را در چارچوب نظام و مدافع آن تعریف می‌کنند چرا عده‌ای از میان جناحی خاص و متأسفانه با شعار دفاع از نظام، ولایت و تشیع، این همگرایی را بر نمی‌تابند و صرفاً به خاطر حقد و کینه‌ای که نسبت به یک شخصیت برجسته نظام دارند، برخلاف منافع و امنیت ملی، اهل سنت را به بیرون از دایره نظام می‌کشانند و آن‌ها را متهم به ارتباط با بیگانگان و بد خواهان جمهوری اسلامی می‌نمایند؟
برخی از افراد افراطی، حیات خویش را در ایجاد فاصله اهل سنت با نظام می‌دانند. تصور برخی این است که دفاع از تشیع به مفهوم طرد اهل سنت و توهین به مقدسات آنان است. آن‌ها عشق وافری به لعن و نفرین دیگران دارند در حالی که این امر با سیره پیامبر و ائمه معصومین منافات دارد و به نظر نگارنده بر همین اساس رهبر معظم انقلاب اهانت به مقدسات اهل سنت را حرام شرعی اعلام کردند. این عده چه بدانند یا ندانند با این رویکرد در زمین وهابیت تکفیری و دشمنان اهل بیت(ع) بازی می‌کنند. دشمنی با اهل سنت در این کشور متضمن هیچ منفعتی برای نظام، رهبری، اهل بیت(ع) و تشیع نیست. آنان که در روز‌های اخیر با آقایان هاشمی و یونسی دیدار داشتند بخشی از نخبگان و شخصیت‌های اهل سنت بودند، اما هیچ یک از آنان دشمن نظام و اهل بیت(ع) نبودند. آن‌ها که رفع مشکلات و خواسته‌های خود را در چارچوب نظام دنبال می‌کنند دوستدار جمهوری اسلامی هستند. اگر نسبت به برخی از آن‌ها نگاه منتقدانه وجود دارد دلیلی بر خروج آن‌ها علیه نظام نیست.
یکی دیگر از نقاط ثقل حملات افراط گرایان نسبت به کسانی که قائل به تعامل مثبت و سازنده با اقوام و اقلیت‌های دینی و مذهبی هستند نگرش کاملاً امنیتی به مسأله است. برخلاف نظر افراطی‌ها رویکرد امنیتی در مناطق قومی و مذهبی ، تنها راهبرد موفق جمهوری اسلامی نخواهد بود.  مهم‌ترین راهبرد نظام در این مناطق، توسعه همه جانبه و متوازن، رفع محرومیت‌ها، همگرایی و همدلی ، رفع تبعیض‌ها، و گسترش میزان مشارکت مردم در مدیریت‌های محلی و ملی است. خوشبختانه سیاست کلی نظام جمهوری اسلامی ایران بر این مبانی استوار است و سیاست کلی دولت نیز همین است.
از سوی دیگر عده‌ای تلاش می‌کنند فضای سیستان و بلوچستان، به عنوان یکی از مناطق مهم کشور را همواره امنیتی نگه دارند. عده‌ای برای بقا و ادامه حیات خویش و منفعت‌طلبی در پی آنند که به همه مسئولان و حتی مراجع معظم تقلید بقبولانند که علما و مردم اهل سنت سیستان و بلوچستان گرایش شدید به وهابیت دارند. این عده در نهایت به دنبال آنند که فاصله عمیقی بین اهل سنت، تشیع و نظام ایجاد کنند تا در میان این شکاف به منافع خویش دست یابند. خوشبختانه تاکنون با هشیاری مراجع و علمای بزرگ و دستگاه‌های امنیتی، این نگاه نتوانسته است بر سیاست‌های کلی نظام غلبه کند اما با توجه به شرایط حساس کنونی همه باید هشیار‌تر از گذشته عمل نمایند و مانع رشد این نگاه خطرناک شوند. در این میان علاوه بر مسئولان مجمع تقریب مذاهب و دلسوزان دیگر وظیفه خطیری در مقابل جریانات افراطی شیعی دارند. علما و نخبگان محترم اهل سنت نیز باید قاطع‌تر و شفاف‌تر از گذشته، از جریان تروریستی و افراطی گری سنی، تبری بجویند تا در نهایت تقریب، همدلی، همزیستی مسالمت‌آمیز و اعتدال جایگزین افراط‌گری گردد.

* حیدرعلی باقریان / تحلیل‌گر سیاسی

منبع: روزنامه ایران (۲۰ مرداد ۱۳۹۳، شماره ۵۷۱۴)




درباره : جوابیه اعتراضات شیخ السلام مولاناعبدالحمید , ,
بازدید : 194
[ یک شنبه 26 مرداد 1393 ] [ 19:52 ] [ نویسنده : حافظ ] | نظرات ()

بازهم سوالات و شبهه افکنی ها برعلیه مولانا توسط کاربران سایت کلوب
کسی سوال کرده که چرا مولانا جایزه از اعراب دریافت کرده؟
مولانا جایزه دریافت نکرده از کسی و به نظرم ایشون هدیه رو با جایزه اشتباه گرفته باشه
هدیه چیزی که یه باب در فقه به ان اختصاص دارد وپیامبرصلی الله علیه وسلم برای ایجاد محبت تاکید کردند که به همدیگر هیده بدهید در عرف الان کسی که مهمان میشود جائی برای میزبان هدیه ای می برد ویا از جائی که برمی گردد برای دوستان ویا کسانی که هستند هدیه می اورد که در عرف امروزی به عنوان سوغات است برای شیخ السلام قاضی مدینه هیده فرستاده بود خوب در جمع هزاران نفر که هدیه رو بدهندبه نظر شما هدیه رو قبول کنه یانه پس بزنه اونهم از دست مهمانش



ادامه مطلب


درباره : جوابیه اعتراضات شیخ السلام مولاناعبدالحمید , ,
برچسب ها : جواب اعتراضات برشیخ الاسلام ,
بازدید : 177
[ یک شنبه 19 مرداد 1393 ] [ 19:46 ] [ نویسنده : حافظ ] | نظرات ()
:: تعداد صفحات : 7
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 صفحه بعد



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • آراد